قهرمان ميرزا عين السلطنه
4937
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كجورى - جنگليها مىگويند جماعت كجورى با ميرزا كوچك خان و جنگليها هم معيت دارند . يحتمل از آن طرف هم كسى بيايد . چون جمعيت جنگليها زياد شده و مخارج لازم دارند در تمام نقاطى كه كميتهء آنها داير است حكم شده املاك مردم را ضبط كنند ، مخصوصا املاك وثوق الدوله و قوام السلطنه را ضبط كردند . از طرف حاجى سيد رضى و سپهدار و ساير محترمين ، ملاكين هم پول زياد تقديم شده . سپهسالار چهل هزار تومان داده است . كار ميرزا كوچك خان خيلىخيلى بالا گرفته پنج شش هزار جمعيت دارند . جا و مكان هم سخت است . جديدا چند نفرى قصد قتل او را داشتند دستگير مىكنند و به قانون جنگل ريش و سبيل و موى سر آنها را تراشيده حبس مىكنند و خودش در بازار كسما منبر گذاشته در مقابل دو هزار نفر دو ساعت نطق مىكند . روزنامهها همراه ميرزا كوچك خان اين مطالبى است كه رسما در روزنامهها مىنويسند و ابدا آقاى روزنامهنويس تنقيدى نمىكند ، يا به دولت ايرادى وارد نمىآورد . من نمىدانم به چه علت با او همراه هستند ! زيرا مردم همهوقت و همهجا مىبينيم مايل هستند قواى مملكت مركزيت داشته باشد و « آنارشيگرى » رفع شود . اما در اين موضوع ساكت [ اند ] بلكه نهايت همراهى را مىكنند . به نايب الحكومهء رسمى شهر مىنويسد بيست و چهار ساعته از رشت خارج شو و او جرأت نمىكند توقف كند يا از طهران كسب تكليف كند ، فورا حركت مىكند . فرق كوچك خان و امير اسعد امير اسعد گفتند هفت هزار تومان برايش پول فرستاده . يك وقت امير اسعد به من پيغام كرده بود مگر من كمتر از ميرزا كوچك خانم . اگر الموت را ضبط كنم چه خواهد شد . جواب پيغام كردم دستت را روى دلت بگذار ، تو ميرزا كوچك خان نمىشوى ، او زن ندارد ، بچه ندارد ، برادر ، پدر ندارد ، ملك ندارد ، مال ندارد . زور آوردند فرار مىكند . وانگهى مردم با او و فعل او همراه هستند . بر خلاف شما اگر خوب هم بكنى بد هستند . ميرزا كوچك خان شب زير پلاس مىخوابد ، تو تشك پر قو . او از و با و طاعون نمىترسد ، تو از زكام فرار مىكنى و از « آبچائيده » پرهيز . پس خيلى باهم فرق داريد و من اطمينان دارم شما ميرزا كوچك خان نمىشويد .